آهای شماهایی که میگید ما آهن پرستیم؟!

آهای شماهایی که میگید ما آهن پرستیم؟!
گوشتون بامنه؟؟
آره باشماهام.شماها که فقط روتون اسم مرد گذاشتن
شماها که از مرد بودن فقط لات بازیو دادو بیدادشو یاد گرفتید
من میپرستم... میپرستم دخترهای آهن پرستو...منم یروزی آهن میپرستیدم
آهن من چرخ نداشت پا داشت...
چراغ نداشت چشم داشت...
صندلی نداشت یه آغوش گرم داشت
آهن من توی تموم زندگیش فقط یه اسم روی دوشش کشید.اسم (مرد)....
آره من یک عمر مردی رو پرستیدم که جنس احساسشو قلبش از آهن بود...
یک آهن که بندبند وجودش از دروغ و حیله و هوس بود....یک آهن که از خودش چیزی نداشت ولی تا هرجا که خواست با پای (پیاده)دنبالش دویدم....
آره من آهن میپرستیدم و به خودم افتخار میکنم که توی آهن پرستی چیزی کم نذاشتم...
به سلامتی همه آهن پرستا
دیدگاه ها (۱۷)

رمان تمنابیسان تیتهقسمت چهل هشتمبرگشتم سمتش و گفتم:- جانم!تو...

فکت باشه?!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

isfad ;)!

ولی رویا به مظلومانه ترین حالت ممکن از دنیا رفت ;)!

بلاخره :)))

دنیز دوست واقعی آراسه واقعا..

رفتیو کردی منو تو غم زاده منم رفتم استاتیک کردم حروم..زاده😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط