چَشمانِ دریایی!؟

چَشمانِ دریایی!؟




امروز روز موعود بود،روزی که بالاخره پسرِ دوست صمیمیِ باباتو میدیدی!خیلی جذاب بود،با اون چشمانِ دریایی و قلب بزرگش،دلتو آب میکرد!وقتی میدیدیش حس میکردی وارد رویا شدی چون به نظرت زیباییش وصف ناپذیر بود!اماده شدی و به سمت مکان مورد نظر حرکت کردی با دیدنت به سمتت دست تکون داد و متعجب شدی!اون همیشه با اون نگاهِ سرد و نفوذ پذیرش خوردت میکرد اما حالا با یک لبخند زیبا به سمتت دست تکون داد و وقتی به سمتت اومد تورو در آغوشش گرفت و شروع به صحبت کرد:
_سلام بِلایِ عزیز!خوشحالم که دوباره میبینمت!
بِلایِ عزیز؟اره درسته،قلبت آب شد!!
+آه،سلام جونگین!منم همینطور،حالت خوبه؟
خواست چیزی بگه اما صدای پدرش متوفقش کرد:.....

شرایطشم حداقل تا ۲۰ تا لایک و ۱۰ تا کامنت رو باید بگیره به نظرم،نسبت به ممبر های چنل و کامنت های تکراری رو بیشتر از دوتا هم قبول نمیکنم!
ادامش برای پارت های بعد حداقل فکر میکنم تا چهار پارت رو داشته باشه بچه ها اگرم کمتر بشه دیگه تهش سه تا پارت ولی خب تلاشمو میکنم که تا چهار پارت رو برسه و خسته کننده نباشه!
livia.
دیدگاه ها (۲)

استراحت؟!همونطور که دختر کوچولوش تو بغلش بود بوسه ی ریزی به ...

گفت و گوی مشتاقانه!؟حوصله ی صحبت های پدرش رو که در مورد کار ...

رمان درخواستی شیپ اوراراکا و باکوگو

«ایا به پری دریایی باور داری؟» part-2ویو جونگکوک*دنبال صدا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط