⁩همیشه که نباید آرام بود

⁩همیشه که نباید آرام بود
نباید متین بود و به فکرِ وقار
همیشه که نباید
کوتاه ترین دیوار شد و ساکت

گاهی داد زدن لازم است
گاهی لازم است کسی باشد
که بگذارد
که بگـــذارد
تمام دادهای عالم را
بر سرش آوار کنی

تمام آنهایی که از کودکی
زبان گرفتی و دم نزدی
از دادِ شکستنِ النگوی چینی
سوغاتی مادربزرگ گرفته
تا آهِ خورد کردنِ دلِ شیشه ایَـت را ...

آتشت که فروکش کرد
بیاید
انگشت اشاره مردانه اش را
بگذارد روی بینی ات
و بگوید
هیـــــس...!

برویم قدم بزنیم ...
دیدگاه ها (۲)

⁩چه آرامشی ...چه سکوتی ...باز هم نظاره گر به پایان رسیدن شبی...

🌷 🌷 :‌صبحاز نگاه خواب آلود مننمای بسته ی توست!وقتی رو به آی...

⁩کسی که مایل است صورت حساب غذا را پرداخت کند،بدان علّت نیست ...

‌من دلم پیشِ کسی نیستخیالت راحتمنم و یک دل دیوانه‌ی خاطرخواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط