p

p2

یوری:راستی من سه چهار روز بعد کنسرت دارم تو کره نیستم مشکلی که برات پیش نمیاد؟

تهیونگ:نه عزیزم مشکلی نیس*لبخند ملایم

یوری:پس من میرم از بیرون غذا برات بگیرم*لبخند

تهیونگ:خب تو بیمارستان غذا میدن لازم به این کار نیست

یوری:من آدم سالم از بوی غذای بیمارستان حالم بهم میخوره یه بیمار چطور بخوره؟هوم؟

تهیونگ:باشه فقط نمیخوام زیاد اذیت شی

یوری:خوشحالی تو خوشحالی منم هست

(یوری غذا رو گرفت وارد اتاق شد)

یوری:تاداااا برات پیتزای مورد علاقت رو گرفتم

تهیونگ:اووو پس زودتر بازش کن که دلم میخواد*لبخند

* جعبه پیتزا رو باز کرد

تهیونگ:داشتم با لبخند نگاهش میکردم چون که....

۱۴ لایک|۱۲ کامنت
دیدگاه ها (۱۶)

p1دستش رو گرفته بود و با لبخند بهش خیره شده بود دقایقی بعد پ...

یکی از بهترین اجرا ها بود👌

عشق فاش شده من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط