هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_26
لرزون بلند شد
+ک..کیو میگی؟
اهمیتی بهش ندادم با عصبانیت پله هارو دوتا یکی بالا رفتم ..
در اتاقو لگدی زدم که پناه لبخند مظلومی زد نزدیکم شد..
+اومدین ؟
نیشخند ترسناکی زدم ..
دلم میخواست کمربندمو در بیارم تا جایی که نفس می‌کشه بزنمش!
نزدیکش شدم.. گردنشو بین دستام گرفتم به دیوار پشت سرش کوبیدمش آخی گفت..
_مرض دختره ی احمق!
با صورت سرخ شده لب زد :
+آ..آقاا! چ..چیی..چیشده؟
موهاشو تو مشتم گرفتم کشیدم پرتش کردم رو تخت عربده‌ زدم :
_ت..م سگ!می‌کشمت!!
لرزون خواست عقب بره که پاشو گرفتم اوردمش جلو سیلی محکمی بهش زدم ..
هقی زد دستشو رو صورتش گذاشت محکم کوبیدم رو دستش..
_فکر کردی نگی نشون کرده ی اون حرو..زاده ای خودم نمیفهمم؟
ترسیده نگاهم کرد ..لعنت به چشماش ..
نباید بیشتر میزدمش..شاید بهتر بود اون حرو..زاده رو میاوردم اینجا!
عصبی چند بار کوبیدم تو سرم ..خوب نمی‌شدم لعنتی!
خم شدم تو صورتش فریاد زدم
_گمشو از جلو چشام..
سریع بلند شد که با صدای بلندتری فریاد زدم :
_ تا چند روز نمیخوام ریخت نحستو ببینم هَ.. زه کوچولو!
دیدگاه ها (۱۲)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_27گوشیو از جیبم در آوردم دست...

سینگلا اعلام حضور کنیددد🤌🏽😂

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_25رسماً گفت پناه من! عاشق یه...

اندام#پناه🌚💅🏽

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_5±آقا .._با این پولی که میگی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_1اهورا:_تمام رفتار هاتونو آق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط