پارت چند پارتی جونگکوک

پارت ۶ چند پارتی جونگکوک

زندگی، بعد از آن مصاحبه و پذیرش نسبی جامعه، در یک جاده‌ی آرام و پر از آفتاب پیش می‌رفت. جونگ‌کوک با جسارت بیشتری روی موسیقی جدیدش کار می‌کرد و تو هم با آرامش در کنارش بودی. اعضای گروه، هرچند با احتیاط، ولی حمایتشان را حفظ کرده بودند و طرفداران، این عشقِ آشکار را پذیرفته بودند.

اما درست زمانی که فکر می‌کردید همه چیز به بهترین شکل پیش می‌رود، یک خبر تلگراف‌وار، مثل صاعقه‌ای در یک روز صاف، همه چیز را دگرگون کرد.

صبح یک روز عادی

ساعت هفت صبح بود. صدای زنگ تلفنت، سکوت اتاق را شکست. شماره ناشناس بود. با کمی تردید جواب دادی.

“بله؟”

صدایی سرد و بی‌روح از پشت خط گفت: “خانم/آقا… (اسم تو)، ما اطلاعاتی داریم که می‌تونه موقعیت آقای جونگ‌کوک رو به شدت به خطر بندازه.”

قلبت فرو ریخت. “چه اطلاعاتی؟”

“نامه‌هایی که بین شما رد و بدل شده. عکس‌هایی که خصوصی بودن. چیزهایی که اگه منتشر بشن… نه تنها کمپانی، بلکه کلِ دنیای K-Pop رو متزلزل می‌کنه. ما می‌دونیم شما الان رابطه رسمی دارید، ولی این چیزها… خیلی قبل‌تر از این اتفاق افتاده. این می‌تونه کلِ تصویرِ ‘عشق پاک’ که جونگ‌کوک ساخته رو نابود کنه.”

صدای نفس کشیدنت تند شده بود. “شما چی می‌خواید؟”

“صحبت می‌کنیم. حضوری. در مورد جبران خسارت.” خط قطع شد.

وحشت در استودیو

بلافاصله با جونگ‌کوک تماس گرفتی. او در استودیو بود و با اعضای گروه روی یک پروژه مشترک کار می‌کرد. وقتی ماجرا را برایش تعریف کردی، رنگ از صورتش پرید.

“نامه؟ عکس؟ این یعنی چی؟”

تو سعی کردی آرام باشی، اما صدایت می‌لرزید. “نمی‌دونم. ولی گفتن اگه منتشر بشن… همه چیز نابود می‌شه.”

ناگهان، صدای بلند فریادی از سمت اعضای گروه آمد. نگاهشان به صفحه‌ی موبایل جونگ‌کوک بود.

“جونگ‌کوک! این دیگه چیه؟!” تهیونگ با ناباوری گفت.

روی صفحه، ایمیلی باز شده بود. از طرف همان شماره ناشناس. و در پیوست، عکس‌هایی بود… عکس‌هایی خصوصی از تو و جونگ‌کوک، از ماه‌های اول آشنایی‌تان. عکس‌هایی که در لحظات خصوصی و در خلوت گرفته بودید، زمانی که هنوز حتی فکرِ رابطه‌ی رسمی در سرتان نبود. عکس‌هایی که فکر می‌کردید فقط بین خودتان باقی خواهند ماند.

yunki با چهره‌ای جدی پرسید: “این عکس‌ها چطور دست اون‌ها افتاده؟”

جونگ‌کوک بهت‌زده بود. “من… من نمی‌دونم. این عکس‌ها… مال خیلی وقت پیشه. ما فقط… داشتیم به هم نزدیک می‌شدیم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم…”

نامجون بلافاصله وارد عمل شد. “آرام باشید. اولین قدم اینه که بفهمیم این اطلاعات چطور لو رفته. آیا کسی از نزدیکان شما اون‌ها رو دیده؟ لپ‌تاپت؟ گوشی‌ت؟”

جیمین که کنار تو نشسته بود، دستت را گرفت. “نگران نباش. هر چی باشه، ما کنار همیم.”

جلسه‌ی اضطراری با کمپانی

فوری جلسه اضطراری با مدیر کمپانی و تیم حقوقی تشکیل شد. تصاویر، با کیفیت بالا و در جزئیات باورنکردنی، روی صفحه نمایشگر داده شد.

مدیر کمپانی، با چهره‌ای عبوس، گفت: “این فاجعه‌ست. کاملاً فاجعه‌ست. رابطه شما، هرچقدر هم که الان رسمی باشه، با این تصاویر ‘خصوصی’ و ‘زودرس’ زیر سوال میره. مردم فکر می‌کنن کلِ ماجرا یه سناریوی از پیش تعیین شده بوده. این اعتبار جونگ‌کوک، اعتبار گروه، و حتی اعتبار کل کمپانی رو نابود می‌کنه.”

تیم حقوقی پیشنهاد داد که باج دادن به اخاذها، شاید تنها راه برای جلوگیری از انتشار گسترده باشه. اما این یعنی پذیرش یک گناه نکرده، و اطمینان نداشتن به اینکه آن‌ها باز هم اخاذی نکنند.

جونگ‌کوک، با چشمانی خسته اما مصمم، گفت: “من باج نمی‌دم. اگه قرار باشه سقوط کنم، می‌خوام پای خودم و انتخاب‌های خودم سقوط کنم. ولی این تصاویر… این‌ها زندگی خصوصی ما بود. ربطی به موسیقی و حرفه‌ی من نداره.”

تو در سکوت به او گوش می‌دادی، وحشت‌زده از این حمله ناگهانی، اما در عین حال، دلگرم از قاطعیت او.

نمیدونم امروز چند پارت میزارم شاید از ۳پارت بیشتر شد
حال کنید چه ادمینی دارید😑
میدونم بقیه اتفاق چوسان رو نزاشتم متاسفانه اتفاق چوسان رو با یکی از شما ها داشتیم مینوشتیم که اون دیگه ادامه نداد😐
دیدگاه ها (۴)

ویژگی ظاهری ادمین تون

پارت ۷ چند پارتی جونگکوکفضای کمپانی، سنگین و پر از اضطراب بو...

پارت ۵ چند پارتی جونگکوک××××××××××××××××××××××××××××××××××××...

اقای جئون کشتیمون 🛐

part35 عشق پنهان《ویو ات》توی راه سکوت بود تا بلاخره رسیدیم از...

fallible love(عشق خطاپذیر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط