نزدیک شو بوی تنت را دوست دارم

نزدیک شو بوی تنت را دوست دارم
تک دگمهء پیراهنت را دوست دارم

از روزهای بی "من"ات می ترسی اما
این پا و آن پا کردنت را دوست دارم

امروز اگر از "من" حضورت را بگیرند
می میرم اما رفتنت را دوست دارم

باران بی حد ای حضور نابهنگام
سرمای تیز بهمنت را دوست دارم

از باغ آغوشت چه بنویسم جز اینکه
شولای آتش بودنت را دوست دارم

سردم شده"پیراهنت را در بیاور"
گرمای مرداد تنت را دوست دارم

مرداد آغوش تو صد خورشید دارد
یخ کرده ام پیراهنت را دوست دارم

زهره_هوشیار

🏵🏵
دیدگاه ها (۰)

اگر میخواهی کلامت بگیرد،با زبان روح ات سخن بگو !با زبان روح ...

آرزو میکنم خدا ♥️یه خوشحالی بهمون بده که نگران پایانش نباشیم...

زندگی به امواج دریا می ماند چیز های را می آورد در حالی که چی...

بخند به روی دنیاغم که از حد بگذرد دل حس پیری می‌کند سن هر کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط