او مرد است . . .

او مرد است . . .

دستانش از تو زِبرتر و پهن تر است . . .

صورتش ته ریشی دارد . . .

قلبش به وسعتِ دریا . . .

جایِ گریه کردن به بالکن میرود ،

و تنهایی را میبلعد . . .

او با همان دستان پهن و زبرش ،

تورا نوازش میکند . . .

با همان صورت ناصاف و ناملایم ،

تورا میبوسد و تو آرام میشوی . . .

آنقدر اورا نامرد نخوان . . .

آنقدر پول و ماشین و ثروتش را نسنج . . .

فقط به او نخ بده ،

تا زمین و زمان را برایت بدوزد . . .

فقط باهاش روراست باش ،

تا دنیا را به پایت بریزد . .

الی.
دیدگاه ها (۲۰)

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: نصف قلمرو پادشاهی ام را به...

⭕️ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭﺷﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺍﻭﻟﯽ: ...

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام تو تصوّر می کنی چوبِ خد...

به جرم هیچ در زندان تن زندانی ام امشب شبیه سایه می مانم کمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط