پارت ۵

پارت ۵

ویو الینا:
رفتم تا برای خودم و کوک چیزی بگیرم که یهو یه دستمال روی صورتم احساس کردم و بیهوش شدم

۱۵مین بعد

کوک نگران الینا شده بود و همه جا رو گشته بود و نگران الینا بود که یهو یه پیام از گوشیش دریافت کرد که ناشناس بود


پیام:دوست دخترت پیش منه عمرا زنده بزارمش

از زبون دوهی:
الینا بهوش اومد و خودشو توی اتاقی تاریک دید،دست و پاهاش بسته بود،همون لحظه بود که شروع کرد به داد زدن



الینا:ولم کنید......اینجا کجاست........(عربده)

که ناگهان صدایی شنید

خدمتکار:قربان به هوش اومدن


تهیونگ:برید یجوری اون دهن گاله ش رو ببندین

خدمتکار وارد اتاق شد و الینا همچنان داد میزد


الینا:ولم کنید.....حرومزاده هااااا.....


همون لحظه خدمتکار سیلی بزرگی به الینا زد



خدمتکار:صدات در نیاد دختره ی ج.نده

الینا از ترس زبونش بند اومد که یهو.........



امشب یه پارت دیگه هم میزارم
دیدگاه ها (۲۵)

کلی دیگه از اینا دارم بازم میزارم

پارت ۴ویو الینا:با کوک سوار ماشین شدیم و به سمت ساحل رفتیمال...

پارت ۳ساعت۹ صبح///////ویو الینا:از خواب بلند شدم و دیدم بین ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.15(از زبون نویسنده: حالا ...

#اربـاب‌‌سـنگدل#پارت_31···کوک : " اههه بس کنید دیگه! پاشید ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط