باخنده نخون رفیق با اشک نوشتم
باخنده نخون رفیق با اشک نوشتم ....
--تینا؟؟؟؟
+جونم؟
-خوبی؟
+اره چرا میپرسی؟
-اخه اصن خوب ب نظر نمیای؟
+ن من خوبم
-خوب ک نیستی میدونم اما چرا درداتو ب من نمیگی؟
+کسی نمیپرسه ب کی بگم ازچی بگم!!!خیلی پرم خیلی از لبریز شدنم میترسم اما......
-چرا ب من نمیگی مگه ما دوست نیستیم؟
+دوست!!!اره هستیم
-خب بگو
+میگم شده تا حالا وسط خنده گریت بگیره؟
-ن خوب وفتی شادم چرا گریه؟
+تاحالاشده بی هدف راه بری، تا حالاشده هنذرفریت از خیس شدن بسوزه یا وقتی ب ی جا زل بزنی از رفتارت اطرافیات بفهمن گریه میکنی؟
- ن راستشو بخوای تا حالا نشده....
+دیدی پس خیلی مونده ب من برسی
-سکوت
+چرا ساکتی؟
-نمیدونم چی بگم
+لازم نیس چیزی بگی فقط دیگه ازم نخواه دردامو بهت بگم چون هیشکی جز خدای بالاسرم درد منو نمیفهمه......
--تینا؟؟؟؟
+جونم؟
-خوبی؟
+اره چرا میپرسی؟
-اخه اصن خوب ب نظر نمیای؟
+ن من خوبم
-خوب ک نیستی میدونم اما چرا درداتو ب من نمیگی؟
+کسی نمیپرسه ب کی بگم ازچی بگم!!!خیلی پرم خیلی از لبریز شدنم میترسم اما......
-چرا ب من نمیگی مگه ما دوست نیستیم؟
+دوست!!!اره هستیم
-خب بگو
+میگم شده تا حالا وسط خنده گریت بگیره؟
-ن خوب وفتی شادم چرا گریه؟
+تاحالاشده بی هدف راه بری، تا حالاشده هنذرفریت از خیس شدن بسوزه یا وقتی ب ی جا زل بزنی از رفتارت اطرافیات بفهمن گریه میکنی؟
- ن راستشو بخوای تا حالا نشده....
+دیدی پس خیلی مونده ب من برسی
-سکوت
+چرا ساکتی؟
-نمیدونم چی بگم
+لازم نیس چیزی بگی فقط دیگه ازم نخواه دردامو بهت بگم چون هیشکی جز خدای بالاسرم درد منو نمیفهمه......
- ۶.۱k
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط