وقتست که ساقی می بنوشم

وقتست که ساقی می بنوشم

جامه به تن خود بپوشم

آنگاه که ساقیم خدا شد

گویم که ساقی تن فروشم
دیدگاه ها (۲)

من مطمئن نیستم که خوشبختی می تواند این باشد که کسی را دوست ...

داشتنِ تــــــــو....یعنے بروند بہ جهنـــــــم تمامِ نداشتن ...

یادِ بعضی نفراتروشــــنم مـــی دارد...

جدایی هایتان را...گردن پاییز و زمستان بی زبان نیندازید...آنک...

کسی که کشت امام مرا چرا نکشیمکه ننگ ماست اگر قاتل تو را نکشی...

.لحظه ها عُریانند ....به تنِ لحظه خود جامه اندوه مَپوشان ...

او فراتر از فهم ماست…آنچه را که ما نمی‌بینیم، می‌داند.آنچه ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط