roman

عشق زیبا 💜🖤♥️



دیانا*با اجازه کی اومدی ؟



ارسلان*پرستار



دیانا*چرا نه مردم ؟



ارسلان*اگه بمیری من میمیرم



نویسنده*دل ازین رل خواست برو گمشو بابا چندش
😁😁😁😁




دیانا*دختره کی بود عشقت



ارسلان*عشق من تویی


دیانا*اره من خرم




ارسلان*کی گفته



دیانا*من ببر پیش دختر نکبت




ارسلان*من با اون کات کردم 3سال پیش



دیانا*می بریم یا نه




ارسلان*باشه حالا حاضر شو


دیانا*کجا؟


ارسلان*خانوم مرخصی


دیانا* تازه دوهفته نشده


ارسلان*8ماه شده اینجا تشریف دارید



دیانا*من نبودم خوش گذشت خونه



ارسلان*تموم 8ماه اینجا بودم


دیانا*برو بیرون لباسمو عوض کنم


ارسلان*باشه


ارسلان*دیانا اومد در ماشین باز کردم بفرمائید




دیانا*باشه بریم پیشه دختره




ارسلان*OK



ارسلان*رسیدیم



دیانا*تو نیا


ارسلان*باشه نکشیش


دیانا*رفتم تو با داد گفتم پانیذ کرمی کی؟


پانیذ*من هستم جانم


دیانا*یک باره دیگه به ارسلان زنگ بزنی و با من طرفی




پانیذ*شما


دیانا*همسرش بای خانوم کرمی



ارسلان*, دیانا چی شد؟


دیانا*یک باره دیگه زنگ زد به من بگو


ارسلان*باشه




ادامه دارد 💜🖤♥️



لایک کنید ♥️🖤💜
دیدگاه ها (۰)

roman

roman

roman

roman

رمان بغلی من پارت ۱۱۵و۱۱۶و۱۱۷ارسلان :یه روز نشده ناز میشیدیا...

رمان بغلی من پارت ۱۳۴و۱۳۵و۱۳۶و۱۳۷ارسلان: آخيش آنقدر وول نخور...

رمان بغلی من پارت۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳و۱۳۴دیانا: تا نیم ساعت داشتیم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط