بیا تا با غزل عقدت کنم،تا محرمم باشی

بیا تا با غزل عقدت کنم،تا محرمم باشی
شریک شادی وشعرو شب وشورو غمم باشی!
نمی خواهم بجز چشم تو رازی بینمان باشد
دلم می خواهد آگاه ازهمه زیروبمم باشی!
دمادم عمر من اتلاف شد،اسراف شد بی تو
بیا تا همدلم باشی،بیا تا همدمم باشی!
شدم مات رخت،چون مهره ی دشمن چه بد کیشی
توقع داشتم تو قلعه ی مستحکمم باشی!
اگر خاکم اگر آبم،بدان من بی تو بی تابم
بیا تا کعبه ام باشی،بیا تا زمزمم باشی!
به دل مهر تورا مثل علی یک عمر پروردم
مبادا روز آخر جای ابن ملجمم باشی!
درون دل غمی دارم،ز عشقت عالمی دارم
مبادالحظه‌ای تو،خارج از این عالمم باشی!!!
دیدگاه ها (۲)

تورا باچشم دل دیدن چه خوب است برایت تک گلی چیدن چه خوب است ب...

به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی استبی تو دنیای من ای دوست...

حس آغوشت غزلها را روانی میکندچشم هایت شعرهایم را جهانی میکند...

عجب بن بست زیبایی،من و دل مانده ایم و توشده امشب تماشائی،من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط