از لبانت باده در

از لبانت باده در
پیمانه میخواهم بیا

من زدست و دوشهایت
شانه میخواهم بیا

خال زیبای لبت شد
نقطه ی پرگار عشق

صید توهستم زدامت
دانه میخواهم بیا
‌‌‎‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

درد داردحاڸ خرابـــت را ببینندوبراےخفہ ڪردنتبگویند : خوبــــ...

امروز خاطراتت... را سوزاندم اما ...بوے خوش... هیزمش بیقرارم ...

ای کاش هرگز در محبت شک نبود تک سوار مهربانی تک نبودای کا...

الهیدرسکوت شب ذهنم را آرام کن ومرا درپناه خودت به دور ازهیاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط