Mine ✨

Mine ✨
Part:17

بعد از تعریفی که جونگکوک از دستپخت رایلی کرد
رایلی بشدت ذوق زده شد و عین دختربچه ها میخواست بالاو پایین بپره
ولی چرا؟
چرا باید از حرف جونگکوک خوشحال بشه
چرا منتظر بود اون تاییدش کنه
چرا همیشه ذهنش انقدر درگیر جونگکوک بود
شب خیلی خوب بود
از وقتی رایلی وارد اون خونه شده بود حس و حال خونه رو عوض کرده بود
خونه مکانی پراز آرامش و شادی و صدای خنده شده بود
و همه ایناهم بخاطر وجود دخترک بود
یک هفته خیلی زود تمام شد
زمان رفتن خواهرش رسید
رایلی که تا الان خیلی با خواهرش بهش خوشگذشته بود جدایی براش سخت بود
اشک توی چشماش حلقه زد
میلا:اوه خدای من اگر ببینم گریه میکنی دیگه هیچ وقت نمیام
رایلی:ولی من بدون تو چطور دووم بیارم توکه اینجا بودی خیلی احساس خوبی داشتم ولی الان
میلا:حق نداری همچین حرفی بزنی همه اینا یا وجود تو فراهمه نه من تویی که همیشه همه جارو پراز ذوق و شوق و خوشحالی میکنی
رایلی:ولی
میلا همینطور که درحال بستن زیپ چمدونش بود گفت:رایلی من بازم میام پیشت ولی اینو بدون تو جونگکوک و داری اون کناره ازت محافظت میکنه و مطمئنم دوست داره نباید هیچ نگرانی داشته باشی نباید به هیچ عنوان احساس کنی ادم ارزشمندی نیستی باشه تو خواهرمنی زن جونگکوکی و امید زندگی مایی باشه پس دیگه ناراحت نباش
رایلی:باشه
میلا دستی به سر خواهرش کشید و ادامه داد:افرین به خوشگل خودم
چمدونش و بلند کرد و با رایلی از اتاق بیرون رفت
همه افراد خونه برای بدرقه کردنش اومده بود
جیمین:یادم باشه حتما شام مهمونت کنم
میلا:منتظرم
جیمین:حتما بانو
لوکاس:خیلی خوشگذشت مراقب خودت باش
ماریا:اره به ماهم خیلی خوشگذشت
میر:بازم بیا
میلا:به منم خیلی خوشگذشت شمام مراقب خودتون باشید
جونگکوک:توی این چند وقت رایلی خیلی خوشحال بود بازم بیا
میلا:حتما
روکرد به خواهرش و گفت:رایلی مراقب خودت باش و به حرفای من فکر کن باشه تو دختر خوشگلمیی
و همو بغل کردن
اشک توی چشمای رایلی حلقه زد ولی نشون نداد تا میلا با خیال راحت بره
میلا:خدانگهدار همگی مراقب خودتون و خواهرم باشید
میلا سوار ماشین شد و رفت
رایلی اجازه داد اشکاش بریزن
جیمین:گریه نکن
لوکاس:بازم میاد پیشمون
ولی جونگکوک درآغوش کشیدش و موهاش و نوازش کرد
جونگکوک:مگه فرشته ها گریه میکنن هوم گریه نکن اون بازم میاد پیشمون تو هیچ وقت تنها نیستی همه ما کنارتیم دخترنازم حالا هم برو داخل و استراحت کن که از دوشنبه باید بری سرکارت
رایلی اهومی گفت و از بغلش بیرون اومد و رفت توی اتاقش

حمایتا خیلی کم شده بچه ها💔
حمایت فراموش نشه ستاره هاممم نظرتون هم حتما بگید اگر بنظرتون بد شده حتما بگید✨
دیدگاه ها (۵)

Mine✨Part:16بعد از ناهار میلا پیشنهاد داد الان که اینجاست با...

Mine✨Part:15اونشب جونگکوت بدون هیچ خیال و نگرانی خوابید احسا...

Mine✨Part:14خیلی زود به خونه رسید که متوجه صدای خنده های رای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط