سحر روز اول ماه مبارک رمضان...

سحر روز اول ماه مبارک رمضان...

آغاز می‌کنم سخنم را به یاحسین
در می‌زنم به خانه‌ی معبود با حسین

کاری به خاطر رمضانم نکرده ام
اما گرفت دست تهیِ مرا حسین

ما روزه دارها همه یاد لب تواییم
ای تشنه لب‌تر از همه‌ی تشنه‌ها حسین

آخر مرا برای خودش می‌خرد شبی
من میشوم مسافر کرببلا... حسین
دیدگاه ها (۳)

یا رُقَیه جان؛روز سوم که رِسَد یادِ کسی می افتم..که زِ فرطِ ...

یا قمر منیر بنی هاشمشب هفتم که رسید یاد حرم افتادمناله ی هفت...

شب برایم شده دوری ز تو و بیداری....!!پ.ن: و بازهم امتحانات و...

این دل دیوانه و یادت میان جزوه ها!!عاقبت منجر به یک افت مع...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط