تورا نمیدانم

تورا نمیدانم
ولی من
به پاییز آلرژی دارم،
به دست های در هم قفل شده
به برگ هایی که زیر پای دو عاشق له میشوند
به تمام برگ هایی که رقصان به زیر پاها می افتند؛
بی خبر از این که اینجا دلی با لرز می‌نگرد به رقص برگ ها
بی خبر از این که باران پاییزی
نازل میکند تمام خاطرات را بر سر
تو را نمیدانم
ولی من به فصل ِ یکی بود و یکی نبود
عجیب الرژی دارم
آنقدر که دوست دارم کلِ پاییز را بخوابم
و بعد از بیدار شدن
عروسِ سرد زمستان
عادت کرده باشد که به عقدِ
تنهایی در بیاید...
دیدگاه ها (۲۶)

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

عاشقانه های شبنم

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁶ویو لیلی ___یکی از افس...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت یازدهم ۱۱

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط