باید از شبهای سرد بی سحرگذشت

باید از شبهای سرد بی سحرگذشت
باید به صبح های روشن بی انتها رسید
باید چوغزل زندگی را فریاد زد
باید به اوج بیکرانه لبخندها رسید
باید که دوربود از هیاهوی وحشی زمان
باید همچوسفرتابه انتهارسید
بایدگذشت ازتنگنای بی کسی
بایدبه ازدحام بی پروای دوستی هارسید
دیدگاه ها (۴)

♨️ از روسری اجباری رسید به شلوار اجباری!یک دختر ظاهراً در شه...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 22صبح زود، کالسکه جلوی قصر منتظر ویو...

تک‌پارتییی جدید از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)))ساعت دقیقاً...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط