دوباره جمعه و غروب دلگیرش .دوباره سکوت تنهایی من .

دوباره جمعه و غروب دلگیرش .دوباره سکوت تنهایی من .
ای کاش هیچ موقع غروب جمعه نمی شد .توی این غروب دلگیرتمام غمهای دنیا آوار دلم میشه .ونامهربانی هایی که به من شده مثل پتک به سرم کوبیده میشه .دوستانم داداشها وآبجی های مهربون من برای این داداشتون دعا کنید .ممنون ازهمه شمابه خاطربودنتون
دیدگاه ها (۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p16همون لحظه...در دنیای خون‌آشام‌ها...جیم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_3ساعت دقیقا نه و پنجاه و ...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

*عشق در اعماق یک مافیا*پارت ۱دوباره با بابام دعوام شد… و تهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط