بر هر دری ای شمع چو پروانه زنم سر

بر هر دری ای شمع چو پروانه زنم سر
در آرزوی آن که بیابم به تو راهی

#شهریار
دیدگاه ها (۰)

غم که می‌آید در و دیوار شاعر می‌شوددر تو زندانی‌ترین رفتار ش...

من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانمز سیلی زن، ز سیلی خوروز...

جایی میان قلب هستکه هرگز پر نمی‌شودما در همان فضاانتظار می‌ک...

گهی نالم، گهی گِریم، گهی سوزم، گهی میرمزمانه بی‌تواَم گر زند...

_ تـو مگــر دربـه‌دري ؟ خـٰانه‌ نـدارئ ای‌بغــض ؟! 💚همــه‌ ش...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

هستی و نیستی چو شمع ، پرتویی ازخیالِ توستبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط