از خواب بیدار شدم

از خواب بیدار شدم
ا.ت:واییی گشنمهههه
رفتم نودل درست کردم و خوردم
ا.ت:بهتره به لیا زنگ بزنم ببینم چطوره (لیا دوست صمیمیشه)





ا.ت:سلام لیااااا

لیا:سلام توله خررررررر چطورییی
ا.ت:خودمم تو خوبیی
لیا:مرسی فدات شوگا چطوره؟
ا.ت:رفته مسافرت کاری
لیا:عه کی بر میگرده
ا.ت:دو ماه دیگه
لیا:آخی دلت براش تنگ شده
ا.ت:خیلییی
لیا:بیام پیشت؟
ا.ت نه مرسی من خوبم



بعد از حرف زدن با لیا....
رفتم که بخوابم...
دو ماه بعد
ا.ت ویو:دیدم در باز شد و با چهره کیوت شوگا مواجه شدم
ا.ت:پریدم بغلش.شوگولیییییییییی دلم برات تنگ شده بوددددددددددددددد
شوگا:منم همینطور قشنگمم
بوسه ای رو لبام گذاشت
شوگا: دلم برای بوسیدنت تنگ شده بود بیب
ا.ت:منم ددی

خلاصه باهم به خوبی زندگی کردن
تمامممم
دیدگاه ها (۰)

وقتی بدون اجازش میری بیرون:نامجون:یاا چرا ازم اجازه نگرفتیجی...

وقتی موهاتو کوتاه میکنی اما اونا خوششون نمیاد:نامجون:اصلا به...

دو پارتی: وقتی قراره دو ماه بره سفر کاری و تو عادت داری شبا ...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

چند پارتی درخواستی پارت ۴ا/ت . خواب بودم که با صدای در زدن ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط