۱۰۵

۱۰۵

کیان : نگاش کن همزمان داره هر هر میخنده

رزت : باشه باشه بریم بیرون قدم بزنیم بیرون از قصر

کیان : عااا باشه

* رفتیم بیرون *

کیان : خب حالا چرا اومدیم بیرون

رزت : برام خوراکی بخر

کیان : ها؟

رزت : هیچکس نمیزاره تو عمارت خوراکی بخورم میگن چاق میشم

کیان : درسته تو توی ۲۴ ساعت ۲۳ ساعتش رو میخوری ... بعدش مگه من پول دارم؟

رزت : عجیبه که جانشین امپراطور پول نداره

کیان :تچ

* یهو نگاه افتادم رو دونفر که نشسته بودن رو نیمکت و داشتن حرف میزدن *

کیان : کجا رو نگاه میکن_

رزت : ساکت!

کیان : حالا چرا میزنی

رزت : نگاه کن مایا! از کی تاحالا وارد رابطه شده؟

کیان : عه راست میگی! ولی پسره مشکوکه

رزت : ها؟

کیان : یه استیگماست ولی از رنگ چشماش که قرمز تیره ان میشه فهمید رتبه دومه

رزت : واقعا؟

کیان : آره

رزت : مگه به رنگ چشم مربوطه؟

کیان : اوهوم.... کسیایی که رنگ چشماشون قرمز تیره باشن رتبه سوم و کسایی که چشماشون رنگ قرمز روشن باشن میشه رتبه دوم و کسایی که رنگشون قرمز و سیاه باشه میشه رتبه اول

رزت : آها.... هوممممم کیان

کیان : بله؟

رزت : همون ماکت رو که از مایا درست کردی همین الان درست کن ولی کج تر

کیان : دیگه رسما شیطانی عزیز

رزت : هه هه هه هه هه هه ((خنده شیطانی))

مایا : سلام خواهر چه خبر؟ خوبی؟
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۰۴رزت: هممممم کیان کیان: هوم؟ رزت : من یه استیگمام ولی...

پارت : ۱۰۳رزت : سوخت کیان : خودت برو درش بیار رزت : کی از تو...

پارت ۸۳ کیان : تو اینجا چیکار میکنی * دستمو کشید و برد تو ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط