پرستو

پرستو

ستاره گم شد و خورشید سر زد
پرستویی به بام خانه پر زد
در آن صبحم صفای آرزویی
شب اندیشه را رنگ سحر زد
پرستو باشیم و از دام این خاک
گشایم پر به سوی بام افلاک
ز چشم انداز بی پایان گردون
در آویزم به دنیایی طربنک
پرستو باشم و از بام هستی
بخوانم نغمه های شوق و مستی
سرودی سر کنم با خاطری شاد
سرود عشق و ‌آزادی پرستی
پرستو باشم از بامی به بامی
صفای صبح را گویم سلامی
بهاران را برم هر جا نویدی
جوانان را دهم هر سو پیامی
تو هم روزی اگر پرسی ز حالم
لب بامت ز حال دل بنالم
وگر پروا کنم بر من نگیری
که می ترسم زنی سنگی به بالم
دیدگاه ها (۱)

ستاره گم شد و خورشید سر زدپرستویی به بام خانه پر زددر آن صبح...

💞پرستو باشم و از بام هستیبخوانم نغمه‌های شوق ومستیسرودی سرکن...

😱اگه گفتی کجاست😱.امروز شما بگید کجاست زیاد سختم نیستا 😃😃🙃🙃❤️...

شنیدستم که وقت برگریزانشد از باد خزان، برگی گریزانمیان شاخه‌...

اگر بخواهم ترک دیار و یار کنم کجا روم به که روی آورم چه کار ...

بهار غم انگیز بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد  نسیمی بوی فروردی...

سید علی اکبر حجازی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط