هر روزی که سرد بود؛

هر روزی که سرد بود؛
قهوه ات را نیم خورده رها کردی...
پشت پنجره ایستادی؛
سیگار را بوسیدی و با خشم فریاد زدی:
چرا دوستم نداری لعنتی؟
هر روزی که با بغض و بدون حرف
رفتی و در را نبستی
پالتو نپوشیده به سرما و تنهایی خیابان پناه بردی
هر روزی که هر چه برگشتی و نگاه کردی پشت سرت نبودم!
هر روز که با این حال خراب رسیدی به کافه ی همیشگی
نشستی و دیدی بدون سفارش دو فنجان قهوه آماده است
هر روزی که بی هوا گونه ات را بوسیدم و گفتم
ترنج خاتون جان...
سرد است
قهر هم میکنی لباس گرم بپوش!
آن روز
هر روز!
روز عشق است!
نه؟
دیدگاه ها (۱)

وقتی آدم طرفش را"عاشقانه"دوست داشته باشدبرای دیدنش هیجان دار...

برگردیم به زمان های قدیم؛به ما تکنولوژی نیامده جانم...برایت ...

کسی مرا به آفتابمعرفی نخواهد کردکسی مرا به میهمانی گنجشک ها ...

زمستان دارد به بهار برمی گردد... شاید تو هم به من بازگشتی ول...

همکلاسی جدید من P8 رفتی دستشویی و اومدی بیرون هیونجین نبود +...

رمان زیر نور خاموش سئول... ---شب.. هوای شب سرد بود. خیابان خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط