قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۱۵]

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۱۵]

نور های که از لایه پنجره رد میشدن می خوردن به صورت ا/ت که باعث میشدن ا/ت از خواب نازش بیدا شه به دور بر اتاق نگا کنه بعد تخت رو با جایی خالی تهیونگ روبرو میشه همینجوری زل زده بود به جایی خالی تهیونگ صدای در حموم اومد سرشو برگردون با تهیونگ با بالا تنه‌ی برهنه روبرو شده یه حوله دور کمرش گرفته بود سریع سرشو برگردون از خجالت تهیونگ دید رفتار ا/ت خنده‌ی تو گلو کرده برگشت لباس هاشو پوشید زخم شو پانسمان کرده رفت سمت ا/ت آروم با صدای بمِ لب زده ؛
_ نگا اینجا کی خجالت کشیده لپ هاش گل انداخته ؟
+ نخند مسخره نکنه *مظلوم، آروم *
_ باشه کوچولو حالا بلند شو *دستوری، سرد*
ا/ت با لحن سرد تهیونگ احساس کرده از سرما یخ زده سریع بلند شو دنبالش رفت از پله داشت پایین میرفت دید تهیونگ نشسته روی صندلی داره صبحونه اش رو میخوره یه دختره هم کنارش نشسته باهاش حرف میزنه تهیونگ هم سرشو تکون میده می خنده بعد از نگاه طولانی میره سمت میزه میشنه روی صندلی شروع به صبحونه خوردن می کنه که دختره ای عجوزه با تمسخر صداش می کنه ؛
& موش زبون تو خورده جنده کوچولو بلد نیستی سلام کنی *تمسخر، جدی *
+ نچ نخورده نیاز نیست به جنده های مثل تو سلام کنم* سرد ، بی حوصله *
& تهیونگ نگا داره چطوری باهام حرف میزنه *گریه الکی ، مظلوم بازی *
_ ساکت شو جیسکا حوصله تو ندارم هرچی بهت گفته حقت بوده حالا زر نزن تا زبون تو از حلقه ات در نیاوردم *ترسناک، خونسرد ، سرد *
بعد از حرف تهیونگ جیسکا همون عجوزه با حرص به ا/ت زل زده صبحونه اش رو خورده رفت بالا ا/ت همینجوری بی حوصله به رفتن اون زن عج عجوزه خیره بود بعد از اینکه دید از پله ها بالا رفته سرشو برگردون حواسش به صبحونه اش بود که صدای بمِ تهیونگ سرشو بالا آورد؛
_ از رفتار دختر خاله ام عذرخواهی میکنم اون همیشه جنده است خودشو به مرد ها می مالونه کارهای هرز بازیاش یه طرف *آروم، سرد*
+ اشکال نداره با حرفت معلوم آویزون هرکسی میشه *آروم *

با حرفش دیگه حرفی رد بدل نشده ا/ت بلند شده رفت سمت اتاقش تا دوش بگیره لباس عوض کنه به روتین پوستی اش برسه اینها همه کارهاشو انجام داده نشسته کتاب مورد علاقه اشو شروع خوندن کرده حواسش نبود تمام مدت تهیونگ از در نمیه باز بهش خیره بود تا وقتی که تهیونگ به خودش اومد رفت سمت اتاق کارش ا/ت انقدر سرگرم کتابش بود که خسته شده کتاب رو بست رفت سمت حمومه تا ماسک صورت شو برداره وقتی برداشت برگشت تلویزیون رو روشن کرد فلیم مورد نظر خودش گذاشته همینجوری سرگرم بود که صدای رعد برق اومد سریع پرید هوا اون فوبیا صدای رعد برق داشت از اتاقش رفت بیرون سمت اتاق تهیونگ در زده با بیا تو رفت تو روبه تهیونگ وایساد لب زد ؛
+ خب من فوبیا رعد برق دارم اگه میشه می تونم پیشت بمونم *آروم، مظلوم *
_ بچه کوچولو آره بیا اینجا *سرد *
+ اما...*آروم *
_ روی حرف من حرف نیار زود باشه بیا *سرد ، دستوری *
ا/ت آورم رفت نزدیک تا اینکه تهیونگ دست شک کشیده .....[ادامه دارد]

سلامم ببخشید چند روز نبودم الان که اومدم و اینکه از پارت جدید امیدوارم خوشتون اومد باشه خب شرط نداریم هروز اگه وقت کنم دوپارت قرار میدم یا سه پارت خب ممنونم از حمایت هاتون تشکر مراقب خودتون باشین فرشته ها🍓✨️
دیدگاه ها (۸)

فالوش کنید فیک هاش مشحره ‌✨️https://wisgoon.com/j01k_j04n

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸(۱۴)تو راه پاساژ بودیم که چشم هام گرم خوا...

فالوشه کنید پرنسسا https://wisgoon.com/dhbnk

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط