ظهور ازدواج
ظهور ازدواج )
( فصل سوم ) پارت ۵۵۰
دلم لرزید قلبم تند تند و پردرد خودشو به دیواره کوبید.. کجاي اين بازي خودمو گم کردم که پایان این بازي اينجوري رقم خورد؟ چند شب باید گرماي اغوشش رو خواب ببینم تا فراموشش کنم؟ چطور تونست انقدر باهام بی رحم باشه؟ این همون جیمر مهربون من بود؟ اشک تو چشمام جمع شد و یه دفعه بلند زدم زیر گریه.. اصلا نمیتونستم جلوي اشکامو بگیرم دلم بدجور شکسته بود.. جاش درد میکرد..
درمونده دستمو به دهنم گرفتم.. خدایااا.. جیمین
.. باورم نمیشه درمونده رفتم جلو سمت اتاقش.. پاهام میلرزید برای آخرین بار به اتاقش نگاه کردم. تختش،کاناپه اش.. من لحظات شيرين زيادي رو اینجا گذروندم. براي اولین بار اینجا همسر شدم خندیدم، اشک ریختم نگران شدم، لذت بردم. احساس تهوع خيلي بدي بهم دست داد.. به زحمت دستمو به گلوم کشیدم و نفسم رو لرزون بیرون دادم و اومدم تو سالن.. درمونده خم شدم و برگه هاي طلاق رو از روي زمين برداشتم.. به امضاش نگاه کردم که بی رحمانه پاي حکم مرگم خورده بود. جیمین
ترینر بد بازي كردي..خيلي بد.. چطور تونست امضا کنه؟ اصلا فهميد امشب چي به من گذشته؟ با وجود خشم و درد و ناباوریم مطمین بودم جیمین
براي رسيدن به پول بیشتر منو وارد این بازی نکرده نمیتونه اینکارو کرده باشه اونقدري جیمین
رو شناختم که بدونم براي پول هرکاري نميکنه.. مادیات هیچ وقت براي جیمین
مهم نبودن.. اشکم اروم و بیحال جاري شد. گرفته و درمونده دنبال خودکارش زمین رو جستجو کردم و آخرش زیر خرده شيشه هاي گلدون دیدمش.. بیجون رفتم سمتش و برش داشتم و دستم موقع برداشتنش برید خشك و كسل به انگشتم خیره شدم که خون ازش جاري شده بود.. اونقدر پر از درد بودم که درد این یکی رو حس نمیکردم.. انگار تمام تنم از بهت و شوك و وحشت و غم بي حس شده بود.. به زحمت برگه رو روی این گذاشتم..
.. روز اولی که برگه هاي ازدواج رو امضا زدم حتی فکرشم نمیکردم طلاق انقدر برام دردناک باشه و اتیشم بزنه.. اشکم چکید رو برگه کلافه و با خشم پسش زدم.. عجیبه که هنوز اشكي براي ريختن دارم باشه جیمین
اینبارم همون میشه که تو میخوای با درد خيلي شديدي توي قلب و وجودم
( فصل سوم ) پارت ۵۵۰
دلم لرزید قلبم تند تند و پردرد خودشو به دیواره کوبید.. کجاي اين بازي خودمو گم کردم که پایان این بازي اينجوري رقم خورد؟ چند شب باید گرماي اغوشش رو خواب ببینم تا فراموشش کنم؟ چطور تونست انقدر باهام بی رحم باشه؟ این همون جیمر مهربون من بود؟ اشک تو چشمام جمع شد و یه دفعه بلند زدم زیر گریه.. اصلا نمیتونستم جلوي اشکامو بگیرم دلم بدجور شکسته بود.. جاش درد میکرد..
درمونده دستمو به دهنم گرفتم.. خدایااا.. جیمین
.. باورم نمیشه درمونده رفتم جلو سمت اتاقش.. پاهام میلرزید برای آخرین بار به اتاقش نگاه کردم. تختش،کاناپه اش.. من لحظات شيرين زيادي رو اینجا گذروندم. براي اولین بار اینجا همسر شدم خندیدم، اشک ریختم نگران شدم، لذت بردم. احساس تهوع خيلي بدي بهم دست داد.. به زحمت دستمو به گلوم کشیدم و نفسم رو لرزون بیرون دادم و اومدم تو سالن.. درمونده خم شدم و برگه هاي طلاق رو از روي زمين برداشتم.. به امضاش نگاه کردم که بی رحمانه پاي حکم مرگم خورده بود. جیمین
ترینر بد بازي كردي..خيلي بد.. چطور تونست امضا کنه؟ اصلا فهميد امشب چي به من گذشته؟ با وجود خشم و درد و ناباوریم مطمین بودم جیمین
براي رسيدن به پول بیشتر منو وارد این بازی نکرده نمیتونه اینکارو کرده باشه اونقدري جیمین
رو شناختم که بدونم براي پول هرکاري نميکنه.. مادیات هیچ وقت براي جیمین
مهم نبودن.. اشکم اروم و بیحال جاري شد. گرفته و درمونده دنبال خودکارش زمین رو جستجو کردم و آخرش زیر خرده شيشه هاي گلدون دیدمش.. بیجون رفتم سمتش و برش داشتم و دستم موقع برداشتنش برید خشك و كسل به انگشتم خیره شدم که خون ازش جاري شده بود.. اونقدر پر از درد بودم که درد این یکی رو حس نمیکردم.. انگار تمام تنم از بهت و شوك و وحشت و غم بي حس شده بود.. به زحمت برگه رو روی این گذاشتم..
.. روز اولی که برگه هاي ازدواج رو امضا زدم حتی فکرشم نمیکردم طلاق انقدر برام دردناک باشه و اتیشم بزنه.. اشکم چکید رو برگه کلافه و با خشم پسش زدم.. عجیبه که هنوز اشكي براي ريختن دارم باشه جیمین
اینبارم همون میشه که تو میخوای با درد خيلي شديدي توي قلب و وجودم
- ۱.۰k
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط