ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻏـﺎﻟﺒﺎ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺩﺭﻣـﺎﻥ می‌شود / ﺑﺎ ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ

ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻏـﺎﻟﺒﺎ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺩﺭﻣـﺎﻥ می‌شود / ﺑﺎ ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺁﺳﺎﻥ می‌شود
ﭘﻠﮏ ﺑﺮ ﻫﻢ می‌ﺯﻧﯽ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺷﺐ می‌کنی / ﭼﺸﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ می‌شود
ﺧﻮﺏ می‌ﺩﺍﻧﻢ ﺟﻬﺎﻥ وابستۀ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺗﻮﺳﺖ / ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘـﺖ ﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺍﺫﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﺍﻥ می‌شود
ﺑﯽ ﮔـﻤﺎﻥ ﻭﻗـﺘﯽ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ / ﭘﺸﺖ ﻣﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ، ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﭘﻨﻬﺎﻥ می‌شود
ﺍﺯ ﺣـﺮﻡ ﺗﺎ ﺟﻤﮑـﺮﺍﻧﺖ ﺑﺎﻝ ﺩﺭ می‌ﺁﻭﺭﻡ / ﺁﺳﻤـﺎﻥ ﺯﯾـﺮ ﻗـﺪﻡ ﻫـﺎﯾﻢ ﺧـﯿـﺎﺑﺎﻥ می‌شود
ﺩﺳﺖ ﭘُﺮ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺁﻣﺪﻩ / ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻢ می آوری ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ می‌شود
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﻗـﻢ ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﺟـﻤﮑﺮﺍﻥ / ﻭﻗﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ می‌شود
ﺭﻭﺯ ﻣﺤـﺸﺮ نامۀ ﺍﻋـﻤﺎﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻭﺍ ﻧﮑﻦ / ﺣﺘﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﮐﻨﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ می‌شود
ﺩﺭ ﻗـﯿﺎﻣﺖ ﺩﻟﺨـﻮﺷﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺟﺪ ﺗﻮ / ﺿﺎﻣﻦ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ سلطان ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ می‌شود
دیدگاه ها (۱)

بوی بهار بوی خدا یه حس خوب

سلام صبح قشنگ بهاریتون بخیر و شادیتقدیم به شما دوست عزیز که ...

مَشهَد کِه میرَوَم دِلَم آرام میشوَدبا ذِکرِ یا رِضا هَمه چی...

یک روز رسد غمی به اندازه ی کوهیک روز رسد نشاط اندازه ی دشت!ا...

#سخن_خدا ﻭَﻟَﺎ ﺗَﺤْﺴَﺒَﻦَّ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻗُﺘِﻠُﻮﺍْ ﻓِﻲ ﺳَﺒِﻴﻞِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط