در دل تنهای باران،من صدایت می کنم

در دل تنهای باران،من صدایت می کنم
بر عبور دیدگانت،جان فدایت می کنم

پاکی دریای دل،سهم من از یاد تو است
چتر دل را سایه بان غصه هایت می کنم

گرچه سهمم از تو اینک یک نگاه ساده است
در دلم با یک نظر،من ،صد دعایت می کنم

شعرهای آشنایی،چون رسد بر چشم دل
با غزلهای دلم،من با صفایت می کنم

حس باران میشوم چون بگذری از کوچه ام
من قرار دیدگانم را رهایت می کنم

بغض باران خورده ام را مینهم بر شانه ات
بال پرواز دلم را،در هوایت می کنم...
دیدگاه ها (۱)

چایِ من لبریز و لب دوز است و لب سوز آااای!می خوری با من تو ...

تقدیم به کسانی که هم دل دارندهم معرفتاما کسی را ندارندامیدوا...

این بار زنده می خواهمتنه در رویا نه در مجازاین که خسته بیایی...

سلام ... خدای زیبایمیک روز زیبای دیگر را با ترنم دلنشین پرند...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط