به خــداحافــظـی تــلـخ تـو سـوگــنـد

به خــداحافــظـی تــلـخ تـو سـوگــنـد
نــشــد

کـه تـو رفــتـی و دلـم ثـانـیـه ای بـنـد نـشـد

بـا چـراغـــــی هـمه جـا گـشـتـم و گـشـتـم در شـهـر

هـیــچ کـس ! هــیـچ کـس ایـنجا به تـو مانـنـد نـشـد

خواسـتـنـد از تـو بگویـنـد شـبـی شـاعـرها

عـــاقـبـت بـا قــلــم شــرم نوشـتـنـد : نـشـد
دیدگاه ها (۲)

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

گاهی به خودم میگویم کاش دوستت نداشتم؛ نه از آن رو که دوست دا...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

در خواستی یاندره از کازوتورا

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏در گوشه‌ای از سرزمین، جایی دور از هیا...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط