به نام خداوند عدل و انتقام
﷽
به نامِ خداوندِ عدل و انتقام
━━━━━━━━━
🔥 نفریننامهٔ نمادینِ شرّ 🔥
چهل فرمانِ الهی در محکومیتِ ظلم و طاغوت
━━━━━━━━━
این سند، منشوری است برای نسلهای آینده؛ آیینهای است برای شناختِ دشمنانِ بشریت؛ و شمشیری است در دستِ مبارزانِ راه حق. هر گزاره در این نفریننامه، خونِ شهیدان را فریاد میزند و اشکِ مظلومان را به حکمِ الهی بدل میکند. این کلمات، سلاحِ فرهنگیاند که به قلبِ ظلم مینشینند و ریشهٔ استکبار را از زمین برمیکنند.
هر نفرین، دعای مظلومی است که در شبِ تاریک، خدا را به یاری خواند؛ هر لعن، فریادِ خونی است که زیرِ خاک، انتقام میطلبد؛ و هر گزاره، آیهای است از کتابِ عدالتِ الهی که بر پیشانیِ ظالمان حک میشود.
این چهل گزاره، چهل ستونِ معبدِ مقاومتاند.
این چهل نفرین، چهل گلولهٔ معنوی در قلبِ دشمن.
این چهل فرمان، چهل پیمانِ ابدی با خونِ شهیدان.
بخوانید، حفظ کنید، و به نسلِ آینده بسپارید.
━━━━━━━━━━━━━━━━━
۲۱. مرگ بر «بدعت»، که راه را میپیچاند و مقصد را گم میکند.
۲۲. لعن بر «فتنه»، که حق و باطل را در یک جام میریزد و حقیقت را مست میکند.
۲۳. نیستی بر «شرکِ پنهان»، که بیصدا ریشه میگیرد و ایمان را از درون میجَوَد.
۲۴. هلاکت بر «طمع»، که دهان ندارد ولی جهان را میبلعد.
۲۵. سقوط بر «ستمِ اقتصادی»، که نانِ فقیر را غارت میکند و شکمِ ظالم را میپرورد.
۲۶. نابودی بر «قیچیکنندگانِ حق»، که عدالت را به قدرِ منفعتِ خویش کوتاه میکنند.
۲۷. لعن بر «تبخترِ بیحیا»، که با ریشخندِ خلق، خدا را به مبارزه میخواند.
۲۸. فنا بر «شکمبارگیِ حرام»، که مالِ یتیم را لقمه میکند و لقمه را عبادت.
۲۹. مرگ بر «دروغ»، که زبان را به مار بدل میکند و دل را به باتلاق.
۳۰. سقوط بر «بیغیرتیِ انسانی»، که خون را بیارزش و ناموسِ حق را بیپاسبان میبیند.
۳۱. مرگ بر «نفاق»، آن نقابِ دوچهره که لبخند را بر لب مینشاند و خنجر را در آستین پنهان میدارد.
۳۲. مرگ بر «ریا»، آن عبادتِ بیروح که سجده را به نمایش و ذکر را به بازارِ خودنمایی بدل میسازد.
۳۳. مرگ بر «عُجب»، آن بتِ درونی که انسان را در برابرِ آینهٔ خویش به سجده میاندازد.
۳۴. مرگ بر «تکبّر»، آن دیوارِ سنگین که راهِ دیدنِ حقیقت را بر چشمِ دل میبندد.
۳۵. مرگ بر «حرص»، آن آتشی که هرچه به کام کشد، سیراب نمیشود و هرچه بیفزاید، گرسنهتر میگردد.
۳۶. مرگ بر «حسد»، آن زهرِ خاموش که شادیِ دیگران را به خنجری در دل بدل میکند.
۳۷. مرگ بر «بزدلی»، آن خاموشیِ ذلیل که در برابرِ ظلم سکوت میکند و آن را حکمت مینامد.
۳۸. مرگ بر «فراموشیِ حقیقت»، که دل را از یادِ خدا تهی میسازد و انسان را در گردابِ خویشتن گم میکند.
۳۹. مرگ بر «پرستشِ زر»، که انسان را بردهٔ خاک و اسیرِ درخششِ فریبندهٔ دنیا میگرداند.
۴۰. مرگ بر «پرستشِ قدرت»، که تاج را بر سرِ غرور مینهد و عدالت را زیرِ پایِ هوس لگدمال میکند. ✍️ به قلم: بهرام محمدی DBA
منظومهٔ فکری: «دکترینِ حد، تراز و فنای تراز
@bmlimit |حَـدِ 🇮🇷
انجمن مدیران دانشبنیان کشور
━━━━━━━━━
به نامِ خداوندِ عدل و انتقام
━━━━━━━━━
🔥 نفریننامهٔ نمادینِ شرّ 🔥
چهل فرمانِ الهی در محکومیتِ ظلم و طاغوت
━━━━━━━━━
این سند، منشوری است برای نسلهای آینده؛ آیینهای است برای شناختِ دشمنانِ بشریت؛ و شمشیری است در دستِ مبارزانِ راه حق. هر گزاره در این نفریننامه، خونِ شهیدان را فریاد میزند و اشکِ مظلومان را به حکمِ الهی بدل میکند. این کلمات، سلاحِ فرهنگیاند که به قلبِ ظلم مینشینند و ریشهٔ استکبار را از زمین برمیکنند.
هر نفرین، دعای مظلومی است که در شبِ تاریک، خدا را به یاری خواند؛ هر لعن، فریادِ خونی است که زیرِ خاک، انتقام میطلبد؛ و هر گزاره، آیهای است از کتابِ عدالتِ الهی که بر پیشانیِ ظالمان حک میشود.
این چهل گزاره، چهل ستونِ معبدِ مقاومتاند.
این چهل نفرین، چهل گلولهٔ معنوی در قلبِ دشمن.
این چهل فرمان، چهل پیمانِ ابدی با خونِ شهیدان.
بخوانید، حفظ کنید، و به نسلِ آینده بسپارید.
━━━━━━━━━━━━━━━━━
۲۱. مرگ بر «بدعت»، که راه را میپیچاند و مقصد را گم میکند.
۲۲. لعن بر «فتنه»، که حق و باطل را در یک جام میریزد و حقیقت را مست میکند.
۲۳. نیستی بر «شرکِ پنهان»، که بیصدا ریشه میگیرد و ایمان را از درون میجَوَد.
۲۴. هلاکت بر «طمع»، که دهان ندارد ولی جهان را میبلعد.
۲۵. سقوط بر «ستمِ اقتصادی»، که نانِ فقیر را غارت میکند و شکمِ ظالم را میپرورد.
۲۶. نابودی بر «قیچیکنندگانِ حق»، که عدالت را به قدرِ منفعتِ خویش کوتاه میکنند.
۲۷. لعن بر «تبخترِ بیحیا»، که با ریشخندِ خلق، خدا را به مبارزه میخواند.
۲۸. فنا بر «شکمبارگیِ حرام»، که مالِ یتیم را لقمه میکند و لقمه را عبادت.
۲۹. مرگ بر «دروغ»، که زبان را به مار بدل میکند و دل را به باتلاق.
۳۰. سقوط بر «بیغیرتیِ انسانی»، که خون را بیارزش و ناموسِ حق را بیپاسبان میبیند.
۳۱. مرگ بر «نفاق»، آن نقابِ دوچهره که لبخند را بر لب مینشاند و خنجر را در آستین پنهان میدارد.
۳۲. مرگ بر «ریا»، آن عبادتِ بیروح که سجده را به نمایش و ذکر را به بازارِ خودنمایی بدل میسازد.
۳۳. مرگ بر «عُجب»، آن بتِ درونی که انسان را در برابرِ آینهٔ خویش به سجده میاندازد.
۳۴. مرگ بر «تکبّر»، آن دیوارِ سنگین که راهِ دیدنِ حقیقت را بر چشمِ دل میبندد.
۳۵. مرگ بر «حرص»، آن آتشی که هرچه به کام کشد، سیراب نمیشود و هرچه بیفزاید، گرسنهتر میگردد.
۳۶. مرگ بر «حسد»، آن زهرِ خاموش که شادیِ دیگران را به خنجری در دل بدل میکند.
۳۷. مرگ بر «بزدلی»، آن خاموشیِ ذلیل که در برابرِ ظلم سکوت میکند و آن را حکمت مینامد.
۳۸. مرگ بر «فراموشیِ حقیقت»، که دل را از یادِ خدا تهی میسازد و انسان را در گردابِ خویشتن گم میکند.
۳۹. مرگ بر «پرستشِ زر»، که انسان را بردهٔ خاک و اسیرِ درخششِ فریبندهٔ دنیا میگرداند.
۴۰. مرگ بر «پرستشِ قدرت»، که تاج را بر سرِ غرور مینهد و عدالت را زیرِ پایِ هوس لگدمال میکند. ✍️ به قلم: بهرام محمدی DBA
منظومهٔ فکری: «دکترینِ حد، تراز و فنای تراز
@bmlimit |حَـدِ 🇮🇷
انجمن مدیران دانشبنیان کشور
━━━━━━━━━
- ۱.۶k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط