وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی...
وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی...
پارت ۴
شروع .
ات. جونیور برو آماده شو بریم آزمایش خون
جونیور. باشه
ات جونیور رفتن بیرون سلین میخواست بره تو اتاقش که ته یهو براید استایل بغلش کرد گذاشتش روی مبل روی پاش
ته . کجا با این عجله پرنسس من با شما کار دارم
سلین. چه کاری
ته . دوست پسر داری
سلین. شاید
ته . جواب بده
سلین . آره
ته . یادت قبلا چی بهت گفتم خانم کیم سلین دوست پسر داشتن برای شما ممنوعه
سلین. بابایی
ته . نه نه پرنسس
سلین. بابا
ته. این یک چیزو ازم درخواست نکن
سلین . بابا لطفا
ته . خوب وقته به سوالای من جواب بدی
ته . اسم پسره چیه
سلین . برای چی میخوای بکشیش
ته. شاید
سلین . باهات موافقم بکشش از طرف منم دوتا گلوله خالی کن تو مغزش
ته. مگه چیکارت کردی
سلین . مجبورم کرد دوست دخترش باشم
ته. چی چرا الان میگی
سلین. میشه بغلت کنم
ته. آره حتما
ته . من بیرون کاد دارم
سلین. باشه فقط گوشی نازنینم کجاست
ته . باید بوسم کنی بعد گوشی
سلین لپ ته رو بوس کرد
ته. رو میز کارمه
ته سلین بغل کرد رفت اتاق کار ته سلین گوشیش برداشت
ته . خوب پرنسس داشتی میگفتی اسم پسره چی بود
سلین. امیر
ته . فردا میری پای تشیهه جنازش
سلین. بابایی
ته . جونم بابایی
سلین. دلم درد میکنه
ته. امروز چندم
سلین . دهم
ته . عادیه فعلا برو تو اتاقت رفتم پایین به خدمتکارا میگم برات مسکن بیارن
سلین . باشه بابا عروسک برام بخر
ته . باشه عروسکم
پایان پارت ۴
پارت ۴
شروع .
ات. جونیور برو آماده شو بریم آزمایش خون
جونیور. باشه
ات جونیور رفتن بیرون سلین میخواست بره تو اتاقش که ته یهو براید استایل بغلش کرد گذاشتش روی مبل روی پاش
ته . کجا با این عجله پرنسس من با شما کار دارم
سلین. چه کاری
ته . دوست پسر داری
سلین. شاید
ته . جواب بده
سلین . آره
ته . یادت قبلا چی بهت گفتم خانم کیم سلین دوست پسر داشتن برای شما ممنوعه
سلین. بابایی
ته . نه نه پرنسس
سلین. بابا
ته. این یک چیزو ازم درخواست نکن
سلین . بابا لطفا
ته . خوب وقته به سوالای من جواب بدی
ته . اسم پسره چیه
سلین . برای چی میخوای بکشیش
ته. شاید
سلین . باهات موافقم بکشش از طرف منم دوتا گلوله خالی کن تو مغزش
ته. مگه چیکارت کردی
سلین . مجبورم کرد دوست دخترش باشم
ته. چی چرا الان میگی
سلین. میشه بغلت کنم
ته. آره حتما
ته . من بیرون کاد دارم
سلین. باشه فقط گوشی نازنینم کجاست
ته . باید بوسم کنی بعد گوشی
سلین لپ ته رو بوس کرد
ته. رو میز کارمه
ته سلین بغل کرد رفت اتاق کار ته سلین گوشیش برداشت
ته . خوب پرنسس داشتی میگفتی اسم پسره چی بود
سلین. امیر
ته . فردا میری پای تشیهه جنازش
سلین. بابایی
ته . جونم بابایی
سلین. دلم درد میکنه
ته. امروز چندم
سلین . دهم
ته . عادیه فعلا برو تو اتاقت رفتم پایین به خدمتکارا میگم برات مسکن بیارن
سلین . باشه بابا عروسک برام بخر
ته . باشه عروسکم
پایان پارت ۴
- ۱۳۳
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط