س

ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮ ﺍﻫﻞ ﺩﻟﯽ : ﺭﻭﺿﻪ ﺍﯼ ﺑﺨﻮﺍﻥ
.
.
.

ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﮔﻔﺖ "ﺯﯾﻨﺐ س" ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ
دیدگاه ها (۱)

به عزت وجلال خداوند قسمدراحتضارم اگربر سرم نیاید اونمیدهم به...

.رونق گرفت از غم تو زندگانی امای یار مهربان به کجا میکشانی ا...

داستان این نوکر با اخلاص اباعبدالله علیه السلام رو بخونید......

درهنگام نزول باران سوره ی انفطاررابخوانیدامام صادق "علیه الس...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

ﻋَﺮﺏ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﺳﺖﮐﺞ ﺍﻧﺪﯾﺶ ﻭ ﺑﺪ ﺧﻮﯼ ﻭ ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﺍﺳﺖﭼﻮ...

خیلی متن قشنگیه👌ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎیﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط