وارد قصر شدم...مراسم درحال شروع شدن بود....شنلم رو در اور

وارد قصر شدم...مراسم درحال شروع شدن بود....شنلم رو در اوردم و تکونی به خودم دادم تا از حالت انسانی در بیام...نگاهی به داخل سبدم کردم...پر خون بود!!رفتم گوشه ای قایم شدم و خون رو از داخل سبد خالی کردم....هلوی درخت طبیعت نابود شده بود...ولی گل خونین سالم بود و هنوز خون میداد
یواشکی به سمت درخت طبیعت رفتم و گل خونین رو زیرش کاشتم...خون اومدن از گل قطع شد ولی رنگ گل هنوز خونین بود
به سمت مادر طبیعت رفتم و از کنار حوض فریبنده گذشتم..ناگهان سر خوردم ولی لبه حوض فریبنده رو گرفتم و نیوفتادم...داخل سبدم رو نگاه کردم..شکوفه انار داخلش خونی شده بود...با خودم گفتم:پوف...همینطور قرمز بودی حالا خونی شدی...چیکارت کنم؟یهو یه فکری به سرم رسید و شکوفه رو یواشکی به داخل حوض فریبنده انداختم...اروم ورد حوض رو خوندم و گفتم:ای حوضی که پریان را از چشم انسان ها به دور داری
شکوفه ای که تبدیل به پری میشود را به شکل شکوفه ی بلوط در بیاور...مانند ما ظاهر را عوض کن و باطن را نگه دار.....شکوفه انار درخشید و مثل شکوفه های بلوط شد
دیدگاه ها (۱)

Part ⁴⁸The name of the story: Madness hall(تالار جنون)رفتم س...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

My nurse

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

bts

چند پارتی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 196♡⁠。⁠)⁩با شیط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط