پیچ و تاب .......کلمات من با پدر بزرگ میشوند

پیچ و تاب .......کلمات من با پدر بزرگ میشوند
اما بی مادر ترین لغاتند
در سرزمین حروف های نا متعارف

مثلا وقتی تب میکنند
پاشویه اش کنی
یا نگران نخوردن غذای کلمات باشی
یا بنشینی یک گوشه موهای کلمات را شانه کنی
یا وقتی موهای کلمات را میبافم
بگویی حیدار تو بلد نیستی
دست نزن
خودت بنشینی با ذوق ببافیشان
یا کلمات را با خودت ببری شهر بازی
بعد زنگ بزنی هی غر غر که
کجایی امروز کلمات بی تو حالشان خوب نبود زود تر برگرد

بی تاب پدرشان شدند
بیا ....کلافه ام

داریخماخ
دیدگاه ها (۳)

پیچ و تاب ......طو لیلة القشنگی ،من لیلة التعالی....دچار بای...

پیچ و‌تاب ......این سخن پایان ندارد لیک ماباز گوییم آن تمام ...

پیچ و تاب ...بیا برای تکثیر خیالیک زمینِ دیگری پیدا کنیمبی ح...

پیچ و تاب ......من در اولین بار آنقدراز شهرت دور بودم که گوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط