‌مےچسبے بہ من

‌مےچسبے بہ من
شبیہِ چایےِ بعد از خواب
سیگار بعد از غذا
یا عطرِ بازمانده بر لباسے کہ پارسال مےپوشیدے...
مےچسبے
بہ اندازه ے تمامِ فالوده هاے تابستان
تمامِ گوجہ سبزهاے نمڪ زده ے سیدخندان...
بہ اندازه ے باران
وقتے کولر روشن است!
مےچسبے

تو آخرین لذتِ دنیایے کہ
اشتباها اینجا بہ دنیا آمده...
دیدگاه ها (۱)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۷‌در میانه‌ی هسته‌ی ...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

یک سال با اژدها

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏قصر سلطنتی، از همیشه باشکوه‌ت...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط