به خودم گفتم، راحت باش، یک دلِ سیر گریه کن، بعد اشک هایت

به خودم گفتم، راحت باش، یک دلِ سیر گریه کن، بعد اشک هایت را خشک کن، دستمال‌ات را کنار بگذار، به هیکل بزرگ ماتم زده ات تکانی بده و صفحه جدیدی را باز کن، به چیز دیگری فکر کن، راه بیافت و همه چیز را از نوع شروع کن.

👤آنا گاوالدا
دیدگاه ها (۰)

برده عمارت جئون

پارت 21

#غیر_ممکنه_عاشقت_شمپارت: ²⁷ات با ترس به گوشی نگاه میکرد. صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط