قلب ندارند آدمهایی که به سادگی تنهایت میگذارند


قلب ندارند آدمهایی که به سادگی تنهایَت میگذارَند
نه تنها قلب ، بلکه آنها وُجدان هم ندارند
می آیند به زندگیَت و تو هَم آنها را با آغوشِ باز قبول میکنی
امّا نکن !
آنها میروند از زندگی ات
میروند و میروند و تمامْ میشوَند … میدانی از آنها چه باقی میماند ؟
یک مُشت حَرف که هک شدند در مغزَت و
تا عُمر داری بیرون نمیروَند که نمی روند ،
یک مُشت خیابان که بوی قدم هایتان آنها را گرفته ،
یک مُشت دوستِ مُشترک که هر بار دیدَنشان او را به یادَت میآورد،
و یک خَروار خاطِره !
یک خَروااار ،
این بَد است ،
نگذارید آدم ها با شما خاطره بِسازند - روزی میرسَد با همین خاطرات ، اَعماقِ وُجودَت میسوزد ، وقتی آن روز بِرسَد دیگر شب ها را نمیخوابی ،
یکی یکی به ترتیبِ خاصی میآیند و از جلو چِشمانِ خیسَت عُبور میکنند .. نَگذار آدم ها با تو خاطره بسازند !
آنها زَخم میزنند ،
زَخم هایی عمقی که میمانند تا همیشه !
هیچ اصراری هم برای ماندنِ آنها نداشته باش !
بُگذار آزاد باشند ، به هر جا که میخواهَند بروند .
شاید این بهتر باشد
دیدگاه ها (۵۸)

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریمیاد گرفته ام که هق هق گریه...

همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد :که چـــــــــرا ؟اعتماد...

چگونه استـــ حال من…با غمـــ ها می سازمــــ…باکنایه ها می سو...

میفروشم عشق را از جنس غربت میخری؟میفروشم غربتم از جنس ظلمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط