تا جسم مرا گرفت در خویش تراب.....

تا جسم مرا گرفت در خویش تراب.....
آمد ملکی به جانب من به شتاب......
گفتا که بگو مهر که بردل داری....
گفتم که علی، گفت که آسوده بخواب...
دیدگاه ها (۲)

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

صدای مهیب p16

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

آتیشی که از بارون شروع شد part 49ویوی جونگکوکضبط صوت رو بررس...

🌹بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌹اللّهُمَّ صَلِّ عَلی ...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

My Vampire Mate Season 2 part : 91

گفتم مس وجود مرا هست کیمیا...؟گفتا که مهر شاه نجف فوق کیمیاس...

گفتم مس وجود مرا هست کیمیا...؟گفتا که مهر شاه نجف فوق کیمیاس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط