قبول کرد که من و محمد ازدواج کنیم. وقتی که ۱۵ سالم شد و ز
قبول کرد که من و محمد ازدواج کنیم. وقتی که ۱۵ سالم شد و زخم هام خوب شد اومدن خواستگاریم و نامزد کردیم حالا هم قراره که وقتی ۱۸ یا ۱۹ سالم شد ازدواج کنیم.
ولی بابام بعد از تصادف خیلی عوض شد و دیگه نه بهمون نمیگه...
ولی بابام بعد از تصادف خیلی عوض شد و دیگه نه بهمون نمیگه...
- ۶۲
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط