اگر بگذارند آرام میگیریم دوباره،

اگر بگذارند آرام میگیریم دوباره،
کمی دلگیرانه اما عبور میکنیم از تلخی جای مانده ی خاطرات،
دل را وعده ی دوباره ی زندگی میدهیم آن هم لابد کیف میکند از اینهمه عشق.
شاید هم در یک عصر پاییزی وقتی همه چشم دوخته اند به افتادن برگ ها،
عاشق شدیم دوباره.
اگر بگذارند با یک فنجان چای پشت پنجره ی دلتنگی،
مست میشویم و هربار تمام آن اتفاقات کهنه را به دست فراموشی میسپاریم.
عجیب است که بعضی از آدمها حال خوبشان را به وقت حال بد ما کوک میکنند آنقدر که با هربار زمین خوردنمان،
لبخندهایشان طولانی تر و توان مهربانی شان تنومندتر میشود.
لعنت به تمام کینه ها تنگ نظری ها و حسادت ها که لذت طعم خوش زندگی را از ما میگیرند.
اگر ما را به حال خودمان بگذارند و بگذرند آرام میگیریم دوباره و با همان پاهایی که توان ایستادنی نداشت بلند میشویم و ادامه میدهیم. . .

#حاتمه_ابراهیم_زاده
دیدگاه ها (۳)

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۷‌در میانه‌ی هسته‌ی ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۷

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

🌻ما خودمان باعث شکست🌻 خودمان در مهم ترین حادثه ی زندگی میشوی...

گاهی چقدر طول می‌کشد تا بفهمی بعضی آدم‌ها آمده‌اند که «بمانن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط