پر غرور می رفت

پُر غرور می رفت
طوری که انگار
همه صف کشیده بودند برای داشتنتش
آخرین باری که دیدمش
او از تنهایی دق کرده بود و
من از نداشتنش
♥ ️_امیر_وجود
دیدگاه ها (۱)

تبریز در مه:)))

+ مطمئنی ؟- آره ، کلید ها رو بده بهشون+ نکن ...- مهم نیست .....

بسم الله الرحمن الرحیم جهاد با نفس :برخی متأسفانه از قرآن می...

چندشاتی جونگکوک(پارت۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط