گاهي دلم ميگيره ازسخناني كه در شأنم نيست.

گاهي دلم ميگيره ازسخناني كه در شأنم نيست.

گاه دلم ميگيره ازصداقتم كه هيچكس لايق آن نيست،

گاه دلم تنگ ميشه براي وعده هايي كه ميدانستم نيست

اما براي دلخوشيم كافي بود،گاه دلم ميگيرداز سادگي

هايم،گاه دلم ميسوزدبراي وفاداري هايم،گاه دلم

ميسوزدبراي اشكهايم گاه دلم ميگيردازروزگاري كه

درآنم.اين نبودآنچه درانتظارش بودم...
دیدگاه ها (۲)

گاهي دلـــــم ميگيره ازسخناني كه در شـأنــــــــم نيست...گاه...

گاهی دلم میگــــــیره ازسخنانی که در شـأنم نیست...گاه دلم می...

گاهی دلم ميگــــــيره ازسخناني كه در شـأنم نيستگاه دلم ميگير...

▼▼▼گاهي دلـــــم ميگــــــيره ازسخناني كه در شـأنــــــــم ن...

گاهی دلم میگــــــیره ازسخنانی که در شـأنم نیست...گاه دلم می...

گاهي دلم ميگيره ازسخناني كه در شأنم نيست..گاه دلم ميگيره ازص...

گاهی دلم میگــــــیره ازسخنانی که در شـأنم نیست... گاه دلم م...

گاهی دلم میگــــــیره ازسخنانی که در شـأنم نیست... گاه دلم م...

گاهی دلم میگــــــیره ازسخنانی که در شـأنم نیست...گاه دلم می...

گاهی دلم میگــــــیره ازسخنانی که در شـأنم نیست...گاه دلم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط