به بهانه سالروز شهادتت:

به بهانه سالروز شهادتت:

گفتم دلم بیقرار است و نا آرام و تو گفتی «قرار دل عشاق در بی قراری است».
- گفتم این چه سری است که اینچنین سر گشته ایم در برزخ میان عقل و عشق؟ و تو گفتی «این هر دو عقل و عشق را خداوند آفرید تا وجود انسان در حیرت میان عقل وعشق معنا شود.»
یادت هست که چگونه مسحور سخنانت گشته بودم و چقدر دلم میخواست که چون تو بگویم و بنویسم و وقتی از تو پرسیدم که آیا فلسفه خوانده ای؟و تو در جوابم گفتی«باید پذیرفت که تظاهر به دانایی هرگز جایگزین دانایی نمیشود و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمیشود.»
یادت هست وقتی در نگاهم شک را دیدی و من شرمسار چشمم را فرو بستم گفتی: «تا شک نباشد کی میتوان به یقین رسید و تا شب نباشد کی میتوان به حقیقت نور واصل شد». گفتمت چرا اینگونه ؟چرا خون ؟و تو گفتی: «در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمیشود».
دیدگاه ها (۳)

سلام راوی مجنون،سلام راوی خوننگاه کن! که نگاهت غزل غزل مضمون...

زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی از زبان خودشمن بچه شاه عبدالع...

مقام معظم رهبری بیش از دو یا سه بار به اتفاق بنده و جمعی از ...

شهید سید مرتضی آوینی :عالم محضرشهداست،اماکو محرمی که این حضو...

#P𝗔R𝗧 : ۵۳〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦..............

رمان عشق من واقعیه

پارت ۳ ( اخر ) دستم کشیده شد و روحم از بدنم خارج شد * ویو اع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط