زائرت شدم نسیم صدای مرا گرفت
زائرت شدم نسیم صدای مرا گرفت
از دستم التماس دعای مرا گرفت
یک شب کنار پنجره فولاد، مادرم
آنقدر گریه کرد تا شفای مرا گرفت
یک پارچه گره زد و تا سالهای سال
"سهمیه ی امام رضای" مرا گرفت
از دستم التماس دعای مرا گرفت
یک شب کنار پنجره فولاد، مادرم
آنقدر گریه کرد تا شفای مرا گرفت
یک پارچه گره زد و تا سالهای سال
"سهمیه ی امام رضای" مرا گرفت
- ۵۵۲
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط