نیکی

#نیکی
#چند_پارتی
#درخواستی
#پارت_یک

.....خانم کوچولوی من....

صبح زود دو ساعت قبل از اینکه مدرسه شروع بشه بیدار شدی به سمت سرویس بهداشتی رفتی و بعد اتمام کارت یه روتین پوستی ملایم کردی و یونیفرم مدرست رو پوشیدی به آینه نگاه کردی مثل همیشه زیبا بودی پوست سفید و بی نقصت، بینی کوچیکت و همینطور هیکل کوچیک مناسبت
از اتاقت بیرون اومدی و به طبقه پایین رفتی میخواستی صبحانه حاضر کنی و وقتی به آشپزخونه رسیدی متوجه میزی شدی که چیده شده بود و هر چیزی که دوست داشتی روی میز بود به برادرت هیسونگ که داشت قهوه اش رو تو فنجون می‌ریخت نگاهی کرد
اوپاا
÷ بالاخره بیدار شدی کوچولو ؟ برای مدرست دیر میشه هاا
اوپااا تازه ساعت شیش و ربعه من ساعت هفت باید مدرسه باشم در ضمن من کوچولو نیستم
هیسونگ نگاهی به سر تا پات انداخت تا قدت که شاید ۲۰ سانت ازش کوتاه تر بود اشاره کنه
÷مشخصه
عوضی..

رو صندلی پشت میز نشستی و با اشتیاق شروع کردی به خوردن
بعد از صبحونه نگاهی به ساعت کردی و به سمت ماشین هیسونگ رفتی

اوپا میتونی بعد از اینکه مدرسه تموم شد بیای دنبالم؟
÷ اگه کارای شرکت زیاد نبود میام
اوهوم
بعد از کمی حرف زدن بالاخره به مدرسه رسیدی
خدافظ اوپا
÷خدافظ کوچولو
اوپاااااا
هیسونگ به آرومی خندید
÷باشه باشه ببخشید برو

از ماشین پیاده شدی و بعد از رفتن هیسونگ به سمت مدرسه چرخیدی و نفس سختی کشیدی

اولین روز مدرسه جدید قراره چطوری باشه ؟

به آرومی وارد مدرسه شدی و نگاه های خیره رو متوجه شدی

مکالمه گروهی از پسرا:
× زیادی خوشگله
~ میتونم با اطمینان بگم جذابترین دختر امسال مدرسس
£ امیدوارم نیکی اذیتش نکنه
× دقیقا


به آرومی وارد سالن مدرسه شدی و به سمت کمدت رفتی و وسایلت رو داخلش‌ گذاشتی و کتاب های این کلاست رو برداشتی و به سمت کلاس می‌رفتی
راهت رو می‌رفتی که یک نفر با شدت بهت برخورد کرد و وسیله هات رو زمین افتاد با تعجب به پسر رو به روت نگاه کردی و منتظر عذرخواهی بود

نیکی:با دیدن دختر روبه روم قلبم تند میزد این اولین بار بود، چهره کیوت و معصومی داشت(علامت نیکی _)

_قرار نیست معذرت خواهی کنی؟
تو خودت خوردی به من من باید معذرت خواهی کنم؟ها؟

با عصبانیت و با اخم روی زمین نشستم و

گوشیم شکست.. پسره ی رو مخ

منتظر پارت بعدی باشید
دیدگاه ها (۰)

#نیکی#درخواستی#پارت_دو......خانم کوچولوی من......_قرار نیست ...

#نیکی#درخواستی#چند_پارتی#پارت_سه.....خانم کوچولوی من.......ن...

چند پارتی(وقتی قلدر های مدرستون....)

قرار نیست بهت رحم کنم ملکه … با اطمینان تمام وارد سالن شدی ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط