My goddess

♡My goddess⁦♡
(ادامه)part ۲۳

الونا: سرشو کرد اونور و اروم شروع به گریه کرد-
آخه چرا......من واقعا تنهام....قرار بود همه چیز خوب پیش بره -درحال پاک کردن اشکت-
گوشیم....گوشیم کجاست میخواستم از حالت دراز کشیده رو تختم بشینم ولی با یدونه حرکت از دردم صدام دراومد
الونا: عاااااهههه -جیغ

شرایط: ۳۰ با نظراتتون(خواهش میکنم هیت ندید)
دیدگاه ها (۴۱)

♡My goddess⁦♡part ۲۴زود خودمو جم و جور کردم که مادر هیوجین و...

♡My goddess⁦♡part ۲۵الونا: بعد چند دقیقه بحث با اجوما، رفتش ...

♡My goddess⁦♡part ۲۳بعد اینکه طبیب اومد همه بیرون از اتاق بو...

♡My goddess⁦♡part ۲۲بارون لعنتی هم هعی داشت شدید تر میشد اما...

خون و عسل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط