پارت
پارت ۶۴
ا.ت:خ..خوبم..مرسی(هنوز یکم لکنت داره)
جونکوک:هوففف خوبه
تهیونگ:لطفا همگی توجه کنید
همه برمیگردن سمتش.
تهیونگ: همه ی ما امشب اینجا جمع شدیم چون عروسی یکی از مافیا های ما هستش
ا.ت:زیر لب:عروسی کیه؟
تهیونگ:عروسی هیون شیک(یکی از مافیا ها)و خانم لی این هو(دختر یکی از مافیا ها)
همه دست میزنن.
تهیونگ:از ملکه ی مافیا درخواست میکنم که تشریف بیارن بالا و اجازه ی به هم رسیدن این دو عاشق رو بدهند و طبق رسم و رسوم مافیا این مراسم رو به پایان برسونند.
ا.ت:شرابش رو میده به جونکوک و میره پیش ته
ا.ت:اجازه ی رسیدن این دونفر رو میدهم و زن شوهر اعلام میکنم(خب رسم و روسومه دیگه)
همه دست میزنن و مراسم رو به پایان میرسونن همه میرن
ا.ت:هیونگ مرسی بابت این مراسم و پذیرایی
جونکوک:خواهش میکنم وظیفه بود نونا
ا.ت:از تو هم ممنون تهیونگا
تهیونگ:وظیفه بود اونی
ا.ت و جیمین میرن سوار ماشین میشن
ویو وسط راه/
ا.ت: جیمین بزن کنار
جیمین میزنه کنار
ا.ت:پیاده میشه و حالش بد میشه و تهوع میزنه
جیمین:مینشونتش روی صندلی ماشین و بهش آب میده یکم
جیمین:حالت خوبه؟
ا.ت:آ..آره..(سرفه میکنه)
جیمین:پشت ا.ت رو یکم ماساژ میده
ا.ت:م..مرسی..بریم خونه
جیمین:باشه
راه میوفتن توی تمام مسیر سکوت حکم فرما ی ماشین بود...
ادامه دارد...
ا.ت:خ..خوبم..مرسی(هنوز یکم لکنت داره)
جونکوک:هوففف خوبه
تهیونگ:لطفا همگی توجه کنید
همه برمیگردن سمتش.
تهیونگ: همه ی ما امشب اینجا جمع شدیم چون عروسی یکی از مافیا های ما هستش
ا.ت:زیر لب:عروسی کیه؟
تهیونگ:عروسی هیون شیک(یکی از مافیا ها)و خانم لی این هو(دختر یکی از مافیا ها)
همه دست میزنن.
تهیونگ:از ملکه ی مافیا درخواست میکنم که تشریف بیارن بالا و اجازه ی به هم رسیدن این دو عاشق رو بدهند و طبق رسم و رسوم مافیا این مراسم رو به پایان برسونند.
ا.ت:شرابش رو میده به جونکوک و میره پیش ته
ا.ت:اجازه ی رسیدن این دونفر رو میدهم و زن شوهر اعلام میکنم(خب رسم و روسومه دیگه)
همه دست میزنن و مراسم رو به پایان میرسونن همه میرن
ا.ت:هیونگ مرسی بابت این مراسم و پذیرایی
جونکوک:خواهش میکنم وظیفه بود نونا
ا.ت:از تو هم ممنون تهیونگا
تهیونگ:وظیفه بود اونی
ا.ت و جیمین میرن سوار ماشین میشن
ویو وسط راه/
ا.ت: جیمین بزن کنار
جیمین میزنه کنار
ا.ت:پیاده میشه و حالش بد میشه و تهوع میزنه
جیمین:مینشونتش روی صندلی ماشین و بهش آب میده یکم
جیمین:حالت خوبه؟
ا.ت:آ..آره..(سرفه میکنه)
جیمین:پشت ا.ت رو یکم ماساژ میده
ا.ت:م..مرسی..بریم خونه
جیمین:باشه
راه میوفتن توی تمام مسیر سکوت حکم فرما ی ماشین بود...
ادامه دارد...
- ۵.۷k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط