دل بسته‌ام از همه عالم به روی دوست

دل بسته‌ام از همه عالم به روی دوست
وز هر چه فارغیم، به‌جز گفتگوی دوست

ما را زمانه دل نفریبد به هیچ روی
اِلّا به موی دلکش و روی نکوی دوست

باغ بهشت کائن همه وصفش کنند نیست
جز جلوه‌ای ز صحن مصفای کوی دوست

گل‌های باغ با همه شادابی و نشاط
خار آیدم به دیده نبینم چو روی دوست

یک موی یار خویش به عالم نمی‌دهم
ما بسته‌ایم رشته جان را به موی دوست

بر ما غم زمانه زهر سو که رو کند
مائیم و روی دل به همه حال سوی دوست

ما جز رضای دوست تمنا نمی‌کنیم
چون آرزوی ماست همه آرزوی دوست

1400/04/01
سه شنبه
دیدگاه ها (۴۶)

دل بسته‌ام از همه عالم به روی دوست،وز هر چه فارغیم، به‌ جز گ...

دل بسته‌ام از همه عالم به روی دوستوز هر چه فارغیم، به‌جز گفت...

دل بسته ام از همه عالم بروی دوستوز هر چه فارغیم،بجز گفتگوی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط