خدایا من بازم رفتم و اون باز پسم زد

خدایا من بازم رفتم و اون باز پسم زد

موندم چه عشوه هایی میومد اما من رفتم ثابت کنم که اومدم و بازهم

لگد به گفته هایش زد پس زد

هییییییی. غریبه از چشمام افتادی خیر پیش
دیدگاه ها (۳)

فیک تهیونگ

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_3سوار ماشین شدم با سرعت به س...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟕ولی اونجا هم دخترا همش...

رمان عشق ممنوع

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:6کوک:این چرا بی نمکه هان...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁹ویو: جونگ‌کوکوارد اتاق کارم شدم ...

I'm not jealouspart 42نفس های داغشو کنار گوشم احساس میکردم ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط