سخت نیست

سخت نیست
اصلا سخت نیست از روی شانه ام
تاب بخوری روی دستم
توی چشمهایم زل بزنی و
بگویی حواست هست امروز جمعه است؟!
سخت نیست
بگویم مگر حواس گذاشته ای؟
سخت نیست چنان ببوسمت
که جمعه در تقویم از خجالت سرخ شود گونه اش!
سخت نیست...
جمعه ها صدایت کنم و بگویم من رفتم!
بگویی کجا؟
بگویم قربان عطر تنت!!
سخت نیست من و تو این طور جان جمعه را بگیریم؛
قبل از اینکه بفهمد غصه را چطور توی دلهایمان جا کند!
سخت نیست
فقط دستت را به من بده!
راستی...
من رفتم!

"حامد نیازی"
دیدگاه ها (۱)

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twelve اون شب قلبم یچی میگفت و م...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~سه روز بعد...صندلی چوبی با صدای جیر...

🍃 🌷 🍃 سخت نیستاصلا سخت نیست؛ از روی شانه ام تاب بخوری روی دس...

سخت نیستاصلا سخت نیست از روی شانه امتاب بخوری روی دستمتوی #...

P:4پوففف باز تنها شدم ولی میتونم وجود تهیونگ رو توی قلبم‌ حس...

P:4پوففف باز تنها شدم ولی میتونم وجود تهیونگ رو توی قلبم‌ حس...

عجیب شبیه داستان‌ها دوستت دارم ... دوست دارم همه‌ی حرف‌هایت ...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط